عسل عشق ماعسل عشق ما، تا این لحظه: 10 سال و 2 ماه و 24 روز سن داره

عسل ؛ دنیای مامان

دختر نازنینم روزت مبارک

دختر یعنی همدم دردهای مامان دختر یعنی دلسوزی واسه خستگیای بابا دختر یعنی صندوقچه اسرار برادر دختر یعنی رازدار خواهر دختر یعنی یه عالمه گریه های یواشکی دختر یعنی یه دل پردرد اما صورت همیشه خندون دختر یعنی خنده های از ته دل دختر یعنی ناز و ادا در آوردن های الکی دختر یعنی عشق ژست گرفتن و عکس گرفتن دختر یعنی پاکی و ظرافت دختر یعنی زاده شده از لبخند خدا لبخند کوچک خدا دوستت دارم ، روزت مبارک دخترم ...
9 شهريور 1394

این روزهای باتو بودن

نازنین مامان بعد از چندماه تاخیر بالاخره اومدم تا واست بگم البته عذرم موجهه.فرشته کوچک من اگر بخوام روز به روز این چندوقتو برات بگم باید ساعت ها بشینم و بنویسم برات و تاجایی که امکانش باشه همه چیو خلاصه می کنم . قندیلکم با چند  روز تاخیر هجده ماهگیت مبارک نفسم . خدارو هزاران بار شکر می کنم به خاطر داشتنت . دخترکم حالا هشت تا مروارید سفید و براق ( دندان های پیش مرکزی بالا و پایین و آسیاب دوم دو طرف بالا و پایین ) داری که به سختی در آوردی مخصوصا دوتا از دندونات به تب و اسهال دو روزه انداختت اما خداروشکر الان حالت خیلی خوبه .واکسین هجده ماهگی هم یکی از اون واکسن های سخت و دردناک بود الهی بمیرم برات که تا دو سه روز نمی تونستی پاتو...
9 شهريور 1394

همسر عزیزم سالروز تولدت مبارک

تمام ترانه هایم ترنم یاد توست و تمام نفس هایم خلاصه در نفس های توست ای زلال تر از باران و پاک تر از آیینه ، به وجود پر مهر تو می بالم و تو را آنگونه که می خواهی دوست دارم ای مهربان ، پرنده خیالم با یاد تو به اوج آسمان ها پر خواهد گشود و زیبایی ات را به رخ فرشتگان خواهد کشید تبسمی از تو مرا کافیست که از هیچ به همه چیز برسم همسر مهربانم دوستت دارم سالروز تولدت و سالگرد ازدواجمان را از همینجا بهت تبریک می گم و خوشحالم که در کنارم هستی. عاشقانه به وجود هر دوتان می بالم دخترک سبیل شکلاتی ...
7 شهريور 1394

پانزده ماهگی و اتفاقات اخیر

چراغ خونمون سلام بعد از چند هفته بالاخره اومدم تا سری به اینجا بزنم و واست بنویسم. جونم واست بگه تعطیلات روز پدر به همراه مامانجونینا شمال بودیم.یک روز تو آشپزخانه مشغول کار بودیم که دستتو از کابینت ها برداشتی و به سمت مامان رفتی بعدم های کوچولوتو برداشتی و به سمتم اومدی و اشک شوق  از چشمام سرازیر شد و هممونو حسابی خوشحال کردی.بابایی هم برای اینکه گل دختریمون راه بیفته واکر یا همون به قول قدیمیا خرک ساخت البته به شکل امروزیش و اسباب بازی هاتم داخلش می زاریم و شماهم میریو خرکو برمیداریو تو خونه راه میفتی و بعد هم سرگرم بازی با اسباب بازیهات میشی.مامان جونینا هم به مناسبت اولین قدم هات یک جفت کفش تابستونی واست خریدن.راستی دخترم با کلی ...
11 خرداد 1394

نی نی رفته به حموم

مامان جونم مامان جون ، نی نی رفته به حمام زود باش بیا پیش من ، کارهاتو زود کن تمام   مامان مهربونم ، دوستم داری می دونم شامپو بزن به موهام ، می خوام تمیز بمونم   چشام داره می سوزه ، آبی بریز رو گونه ام لیفی بزن به تنم ، این گل خوشگل منم؟ آبی بریز روی سر ، صابونارو زود ببر پاهام میاد قلقلک ، خسته شدم کن کمک حوله ام رو زود بپوشم ، کف نمونه تو گوشم وقتی که خشک شد تنم ، لباسامو می پوشم   مامان جون عزیزم ، ببین چقدر تمیزم نی نی ناز وتپل ، خوشگل و ریزه میزه ام ...
9 خرداد 1394

پدرم روزت مبارک

پدرم که خونه باشه شیرهای خونه چکه نمی کنه پدرم که خونه باشه شیشه پنجره ها هرگز ترک خورده نیست پدرم که خونه باشه دیگه هیچ وسیله خرابی تو خونه نیست پدرم که خونه باشه همیشه بوی نون داغ خشخاشی تازه اول صبح میاد پدرم که خونه باشه چای تازه دم مادر همیشه براست پدرم که تو خونه قدم بزنه صدای پاش آرومم می کنه یک دلگرمی خاص ... پدرم که خونه باشه مادرم همیشه سرش بالاست قامت برادرم راسته راسته خواهرم همش ناز میاره براش پدر که باشه من دلم قرصه قرصه پدر که باشه تو سحری ماه رمضون با عوض کردن موج رادیو حالت آرامش بخشی بهت دست می ده اگر پدرن انقدر پیره که شیرهای خونه چکه می کنن یا بوی نون خشخا...
22 فروردين 1394

قند تو قندونم چهارده ماهگیت مبارک

فندق کوچولوی مامانی سلام عشقم، چهارده ماهگیت مبارک. مامان قربون قد و بالات روزها با سرعت تمام از پی هم می گذرند و روز به روز بزرگتر و شیرین تر می شی و صد البته شلوغ تر و بازیگوش.این روزها به همه چیز خیلی بیشتر توجه می کنی . وقتایی که شروع می کنم ازت تعریف کردنو میگم به به عسل چه خوشگله به عکسای روی دیوار نگاه میکنی و بعضی وقتهام برای خودت دست میزنی قربونت برم که انقدر خودتو تحویل می گیری. از همه جا میری بالا از آینه دراور ، از دسته های گاز می گیری و میری بالای دسته های فر و پاهاتو به شیشه می چسبونی و خودتو تاحدودی بالا میکشی.از کشوهای کابینتها می گیری و پاهاتو میزاری روشو بالا میری.خلاصه که خیلی شلوغ و شیطون شدی. وقتی چیزی می خوای که نباید ب...
22 فروردين 1394

برای مادر عزیزم....روزت مبارک...!

مادرم... شاید تمام لحظه های مرا به چشم هایت پیوند زده اند...! که هر نگاهت عمری از من می گیرد... چشم هایت را دوست دارم بی دغدغه پریشانی این چشم های ژرف عاشق را... تو ملموس ترین تصویر آفرینش منی... مادرم... من هرگز بهشت را زیر پایت ندیدم... زیر پای تو آرزوهایی بود که از آن گذشتی به خاطر من... عاشقانه دوستت دارم و دستهایت را می بوسم...روزت مبارک ...
21 فروردين 1394

لذت شیرین مادرانگی

وقتی به خودت میای و می بینی یه ساعته به جای ترانه مورد علاقت داری آهنگ باب اسفنجیو زمزمه می کنی....یعنی مادر شدی! وقتی سهم تو از شوری سر سفره فقط هویج می شه ....یعنی مادر شدی! وقتی شجاع می شی و با دمپایی تو سر سوسکه می زنی و بهش می گی دیدی ترس نداشت؟....یعنی مادر شدی! وقتی خوابت میاد ولی بیدار می شینی تا کودک تب دارت خدای نکرده تشنج نکنه ....یعنی مادر شدی! وهزار و یک وقتی های دیگر... آره مادر بودن یعنی بوسیدن سر انگشتای کوچولو ی دخترکم مادر بودن یعنی بوییدن عطر خوش زیر گلوش وقتی مثل یه فرشته خوابیده مادر بودن یعنی زمان های شگفت انگیز شیر خوردنش مادر بودن یعنی خندیدن های بی دلیلش مادر بودن یعنی چهار دست و پا کردنش ب...
21 فروردين 1394

نوروز 94 شمال

گل گلدونم سلام به روی ماهت .اومدم تا برات از ایام عید برات بگم.فرشته کوچولوی من عصر روز بیست و هشتم به همراه باباجونینا و مادربزرگ و پدربزرگ و دایی مامان به سمت شمال راه افتادیم تا عیدو تو دیلایی که باباجونینا خریده بودند بگذرونیم.کاملا صندلی پشتو برات آماده کرده بودیم تا وقتی کسی هم کنارت نبود راحت بخوابی و بازی کنی و اذیت نشی .از این به بعد هرجا که بریم صندلی عقب در اختیار شماست تا کاملا از سفرت لذت ببری و راحت باشی.تو راه رفت که بیشترش خواب بودی چون شب بود.لحظه تحویل سال همه اونجا دور هم بودیم و شماهم همون لحظه بیدار بودی و مطمئنم تو دلت کلی دعاهای خوب خوب برامون کردی.این مدت یه جورایی مشغول رسیدگی به کارهای جانبی ویلا بودیم تا حسابی مرت...
21 فروردين 1394