عسل عشق ماعسل عشق ما، تا این لحظه: 12 سال و 8 ماه و 21 روز سن داره

عسل ؛ دنیای مامان

دختر داشتن

دختر داشتن یعنی کمدی پر از دامن های رنگی و چین چینی دختر داشتن یعنی اتاقی پر از عروسک های ریز و درشت دختر داشتن یعنی میزی پر از کش ها و گل سرهای رنگی دختر داشتن یعنی پچ پچ های شبانه مادر ودختر دخترداشتن یعنی لاک های رنگی ، رنگ های شاد شاد دختر داشتن یعنی جلوی هر مغازه ایستادن و خریدهای زیاد و قشنگ دختر داشتن یعنی رقص و خنده های از ته دل ، موهای بلند و لباس های زیبا ، ناخن های همیشه لاک زده .... دختر داشتن یعنی همه چیز و در یک کلام یعنی عشق ازت ممنونم که دختر شدی و ازت ممنونم که بهم دختر دادی ...
18 ارديبهشت 1393

لالایی 2

لالایی کن ، لالایی کن ، لالایی؛ برات قصه می گم تا که بخوابی دیگه اشکی نریز نکن بی تابی ؛ می گم حکایت بره و گرگه برات می گم که دنیا چه بزرگه ؛ بخواب ای کودک من گریه بسه از اشکای تو این قلبم شکسته ؛ نذار مروارید چشات حروم شه لالایی می خونم تا شب تموم شه ؛ لالایی کن لالایی کن لالایی لالایی کن بخواب مامان بیداره ؛ گل بوسه روی دستات می کاره لالایی کن بخواب ای نور چشمام ؛ با تو رنگ خوشى می گیره دنیام لالایی کن لالایی کن لالایی ؛ تویی که پاک ترین خلق خدایی ...
10 ارديبهشت 1393

من و تو

من هر روز با شعرهایم که تمام احساس من است نوازشت می کنم ، لمست می کنم ، می بوسمت موهای نرمت را شانه می کنم ، صورتت را می شویم و به تو شعر می دهم تا گرسنه احساس نباشی و ما هر روز عاشق تر از روز قبل می شویم به همین راحتی تو وادارم می کنی نوشته هایم را برایت شبها قصه بگویم تا بخوابی تو وادارام می کنی تا دوباره به لهجه کودکی هایم با تو صحبت کنم و روی حیاطی که هنوز کف آن خاکیست و آب پاشی شده با تو پابرهنه بدوم تا کف پاهایم گلی شود تو وادارم می کنی با خودم شرط ببندم تمام کوچه های بن بست دنیا را نادیده بگیرم وادارم می کنی خنده هایم را از چمدان زیر تخت بیرون بیاورم و دوباره تمام غصه هایم را تا ...
8 ارديبهشت 1393